شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
346
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
از آن شهر فرود آمدند . صاحب منزل آمده از احوال ايشان تفتيش و تفحص نمود . جالينوس او را گفت : به پادشاه برسان كه جالينوس درين منزل فرود آمده است . پس صاحب منزل گفت : جالينوس كه سيد و مولاى ملك است ؟ گفت آرى ، جالينوس طبيب . 38 ، 49 - پس آن مرد رفت و به پادشاه خبر رسانيد ، پادشاه و اهل آن شهر ازين خبر بهجت اثر مسرور گشتند ، و باز از بيمارى [ كه ] داشت بهتر شده بود ، و صحت يافته ، پس با اركان دولت و نزديكان خود سوار شد و حكم فرمود كه لشكر از عقب بيايند ، و جالينوس را استقبال نمود از روى خوشحالى و بهجت . 38 ، 50 - چون چشمش بر جالينوس افتاد خود را ضبط نتوانست كرد كه از اسب فرود نيايد فرود آمد و جميع لشكريان به يك بار خود را از است به زير انداختند ، و جالينوس و نيقاس ملك به استقبال او شتافتند ، و ساعتى جالينوس را در آغوش گرفت . 38 ، 51 - بعد از آن نگاه كرد نيقاس را و به جالينوس گفت « 57 » : كيست اين كس كه در آمدن تبعيت تو كرده ، و يارى تو نموده اى فاضل بزرگوار ؟ جالينوس گفت : اين پناه جويندهء تو و پرنده به بال تو ، و مداح فضايل تو نيقاس ملك است . 38 ، 52 - پس باز او را در برگرفت ، و به قدوم او اظهار خوشحالىها نمود ، و به زينت و بزرگى هر چه تمامتر به شهر در آمدند ، و ايشان را در منزلى كه لايق « 58 » به حال ايشان بود فرود آوردند ، و يك هفته از هم جدا نشدند . 38 ، 53 - بعد از آن اكرام و الطاف بسيار نسبت به ايشان به فعل آورده و باز به نيقاس متوسل شد كه يكى از دو پسر او را به خدمت جالينوس باز
--> ( 57 ) - د : نيقاس را ديد جالينوس را گفت . ( 58 ) - اساس : منزلى لايق .